تبليغاتX
هـــــوای تــــو

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی

دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی

امروز به این بیت که استاد بسیار زیبا و دلنشین مثل همه ی کارهاشون اجرا کردند گوش میکردم. مثل همیشه که به صدای استاد گوش میدم بغض و اشک بهم حمله کردند.

با خودم گفتم : خدایا ، این بیت شرح حال من و عاشقان استاد است. چرا نمیونیم استاد را از نزدیک ملاقات کنیم. استاد که همین جاست. نزدیک ماست.

با خودم فکر کردم یعنی استاد هم قبلا حالی مثل ما را تجربه کرده ؟ استاد هم عاشق کسی بوده که دوست داشته ملاقاتش کنه ولی نمیشده؟


استاد عزیز ، بذارید بگم علیرضای عزیز و محبوبم ، علیرضا جان. خدا میدونه چقدر عاشقت هستم . هر لحظه به امید دیدار و دیدنت هستم. صدایت به وجودم گرمای شیرینی میده. احساساتمو زلال میکنه و دردمو آروم میکنه.

آیا میشه  چنین عاشق بود و معشوقو ندید؟ خودت قضاوت کن عشق من. آیا خودت میتونستی تحمل چنین فراغی را داشته باشی؟

 

تو همچو و صبحی و من شمع خلوت سحرم

تبسمی کن و جان بین که چون همی سپرم

چنین که در دل من داغ زلف سرکش توست

بنفشه زار شود تربتم چو در گذرم

هنگام خواب تو  رویاهام میبینمت. هنگام نماز و کار تو خیالم هستی. در همه حال تو خیالم با تو هستم. اما ... اما خیال کجا و واقعیت کجا؟ چی میشه خودتو میدیدم. دیدم ولی دیدنی که  سیرم نکرد . بعد از کنسرت نزدیکت اومدم. اما نه تونستم امضاء بگیرم و نه تونستم صحبتی بکنم. آخه شلوغ بود و همه میخواستن امضاء بگیرن....

اما باز ناامید نیستم. به امید خدا یه روزی میبینمت و همه ی حرفای دلمو برات میزنم.

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

اما میدونم وقتی از نزدیک ببینمت ، باز بغض و اشک نمیزاره حرفامو بزنم. اما میدونم که خودت همه ی حرفامو میفهمی . چون اشکم همه ی حرفای دلمو میزنه.

یارم چو قدح به دست گیرد

بازار بتان شکست گیرد

هر کس که بدید چشم او گفت

کو محتسبی که مست گیرد

در بحر فتاده ام چو ماهی

تا یار مرا به شصت گیرد

در پاش فتاده ام به زاری

آیا بود آن که دست گیرد

 

نوشته شده توسط عبدالرضا جوافشانی در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 ساعت 17:51 | لينک ثابت |

سلام دوستان عزیز

هر روز به صدای جاودانه و پر از احساس استاد عزیز گوش میدهم. هر بار و هر روز گویی دارم به تصنیف و آوازی جدید از استاد گوش میکنم با اینکه بارها و بارها به آنها گوش جان داده ام. شبها هنگام استراحت و خواب صدای ملکوتی استاد مرا به آرامشی عمیق و شیرین و دست نیافتنی فرو میبرد. گویی اصلا در این دنیا نیستم و در آسمانها پرواز میکنم. از مشکلات و بدیهای زندگی رهایی پیدا میکنم و شعفی همراه با غمی شیرین تمام وجود مرا فرا میگیرد و گاهی اشکی بر گونه هایم میچکد. غم شیرین ؟! آری غم شیرین. میدانم همه ی کسانی که با صدای استاد آشنایی دارند حرف مرا در می یابند. غمی که با هزاران شادی نمیتوان عوض کرد و خود در اصل شادیست.

عاشق شدم و محرم این کار ندارم

فریاد که غم دارم و غمخوار ندارم

بسیار شدم عاشق دیوانه از این پیش

آن صبر که هر بار بود این بار ندارم

آن صبر که هر بار بود این بار ندارم

یادم میاد قبلها که با استاد آشنایی نداشتم (سالهای ۷۰-۷۱) ، وقتی تلویزیون موسیقی پخش میکرد ، بعضی از آوازها و تصنیفها را خاموش میکردم و اصلا گوش نمیکردم. بعدها که کلیه آلبومهای استاد را تهیه کردم واقعا تعجب کردم. چون تمامی کارهایی که گوش میکردم از استاد بودند.

واقعا نفس و صدای استاد معجزه میکند و این همه در اخلاق و روش و سلامت نفس استاد ریشه دارد. کسی که این همه محبوب میشه و مردم بسیاری از ته قلب دوستش دارند بدونید که حتما خدا هم دوستش داره که محبتش را در دل مردم قرار داده.

البته خدا همه ی بندگانش را دوست داره ، حتی گناهکار ترین و بدترینشون را. ولی خوب بعضی ها را بخاطر بعضی مسائل یطور بخصوصی دوست داره که استاد هم یقینا از همون بندگان هستند.

همیشه پشت سر انسانهای خوب ، موفق و محبوب حرف و حدیث فراوانه . همیشه اینطور بوده و همیشه هم هست. حالا بعضی از افراد و یا طرفدارانشان ممکنه حرفی ، صحبتی و یا تهمتی بزنن. همانطور که به خیلی از کسانی که الان به عنوان استاد از آنها یاد میشود بسیار اشکال میگرفتند مانند بنان و .... . ولی همیشه زمان تعیین کننده ی بزرگی افراد است. همیشه قدر چیزی را که داریم ، نمیدانیم. و زمانی قدر آن را میدانیم که دیگر فایده ای ندارد.

قدر مجموعه ی گل مرغ سحر داند و بس

که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست

سنگ و گل را کند از یمن نظر لعل و عقیق

هر که قدر نفس باد یمانی دانست

ما دوستداران و عاشقان استاد هم شایسته است اگر در مواقعی خواستیم گله ، شکایت و یا نقدی بکنیم با کمال احترام باشد تا در این مسئله هم رهرو استاد افتخاری عزیزمان باشیم. اگر دوستان مخالفتی با نظر من دارند بفرمایند. بنده ی حقیر سراپا گوش هستم.

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد

نهال دشمنی بر کن که رنج بی شمار آرد

 

موفق باشید. یا علی

 

نوشته شده توسط عبدالرضا جوافشانی در پنجشنبه نهم خرداد 1387 ساعت 1:19 | لينک ثابت |

سلام دوستان

مدتیه بخاطر کاری که باید تحویل بدم و دارم روش کار میکنم نتونستم به روز کنم وبلاگم را. هنوز هم کارم تموم نشده ولی دیدم غیبتم داره زیاد میشه و خودم هم از این موضوع ناراحت بودم. خدا را شکر تونستم کمی وقت دست و پا کنم ! و این پست را بنویسم.

آوازی را براتون میزارم که استاد در آلبوم "خروش بحر" اجرا کرده بودند ولی متاسفانه در سی دی آلبوم موجود نبود.

از دوستانی هم که در این مدت غیبت بنده ، با پیامکها و نظراتشون من را شرمنده کردند خیلی ممنونم.

برخیز و بیا بتا برای دل ما

حل کن به جمال خویشتن مشکل ما

یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم

زان پیش که کوزه ها کنند از گل ما

 

:::::::::: دانلود آواز و نی خروش بحر

 

نوشته شده توسط عبدالرضا جوافشانی در پنجشنبه دوم خرداد 1387 ساعت 19:21 | لينک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar