تبليغاتX
هـــــوای تــــو
 

خودم جلوي هتل الامين (نجف)

 

آقاي جعفريان مداح كاروان،حاجي كارگاه مدير كاروان، ابراهيم شوهر خواهرم (رستوران هتل الامين نجف)

 

 سمت راست خودم و شوهر خواهرم ابراهيم ، سمت چپ آقاي جعفريان و حاجي كارگاه (رستوران هتل الامين نجف)

 

خودم ، ابراهيم شوهر خواهرم ، مهدي برادر خانمم (پشت بام هتل الامين نجف كه گنبد حرم امام علي (ع) نمايان است)

 

 خودم (حرم امام علي (ع) )

 

 خودم (هتل الامين نجف)

 

دخترم زهرا (بين الحرمين)

 

كبوتران بين الحرمين

 

 دخترم زهرا و كبوتران بين الحرمين

 

حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع)

 

حرم حضرت امام حسين (ع)

 

بين الحرمين

 

 تل زينبيه

 

حرم حضرت امام حسين (ع)

 

نوشته شده توسط عبدالرضا جوافشانی در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 2:7 | لينک ثابت |

بنام خدا

امروز بيستم شهريور ۱۳۸۷ ساعت ۸:۳۰ صبح از جلوي مسجد امام جعفر صادق (ع) محله ي رشتيان عازم سفر زيارتي و معنوي نجف و كربلا شديم. از چهل نفري كه در كاروان و اتوبوس با هم همسفريم ، ما ۲۰ نفر هستيم كه با هم فاميل هسيتم.

نزديكيهاي قزوين بوديم كه دوست خوبم آقا شهاب برام اس ام اس دادند، خيلي خوشحال شدم. ار همين ابتداي سفر احساس بسيار خوبي دارم ، مخصوصا كه ياد استاد و صداي ايشان هم در طول سفر با من هست. با MP3 Playar ي كه همراهم هست دارم به صداي ملكوتي ايشان گوش ميدم : "عزم آن دارم كه امشب مست مست    پايكوبان شيشه ي دردي به دست سر به بازار قلندر بر نهم ....."

به به ، جاي شما خالي . سفري معنوي همراه با مناظر زيباي جاده و صداي ملكوتي استاد يك تصوير زيبا را در ذهنم ترسيم كرده اند.

مزارع آفتابگردان با گل هاي زرد و بزرگ ، همچون خورشيدهاي كوچك روئيده از زمين ، بوته هاي گوجه فرنگي كه با رنگهاي قرمز خوش رنگ و برگهاي سبز ، درختان تاك پيچيده در هم ، لوله هايي كه آب زلال و خنك داخل زمين را به سطح زمين مياورند همگي منظره اي زيبا را ترسيم كرده اند و همه و همه ی اينها در کنار فامیل و بستگانی که همراهمان هستند دو صد چندان زیباتر و دلچسب تر شده است.

صبح روز بیست و یکم شهریور حدود ساعت ۳:۳۰ به مرز مهران رسیدیم. برای عبور از مرز باید تا ساعت ۷:۳۰ صبح صبر میکردیم. دو تا اتاق برای استراحت خانمها و آقایان تا نماز صبح کرایه کردیم. صبح ساعت ۷:۳۰ به سمت مرز رفتیم . سر مرز ابتدا مامورین ایرانی پاسپورتها را کنترل کردند و مهر خروج زدند که یک ساعتی معطل شدیم. سپس به آن طرف مرز رفتیم ، آنجا يكي از منافقين كه در ارتش امريكا بود من و چند نفر ديگر از افراد كاروان ما را براي انگشت نگاري و گرفتن عكس مدمك چشم به اتاقي برد. كسي كه از من انگشت نگاري ميكرد خيلي خوش اخلاق و مودب بود اما يكي ديگر از مامورين امريكايي هر ايراني كه روبرويش مي نشست ، از زير ميز خود شيشه اي درمي آورد و داخل آن آب دهان ميريخت و دوباره شيشه را زير ميز قرار ميداد. يكي ديگر هم كه سياهپوست بود دائم به زبان انگليسي فحش ميداد. حيف كه اگر جواب ميدادم و به من گير ميدادند ، همه ي كاروان معطل ميشدند و گرنه جوابشونو ميدادم.

بعدش هم دوباره يك ساعتي معطل شديم تا عراقي ها پاسپورتها را كنترل كنند و مهر بزنند. سوار اتوبوس شديم . چهار تا اتوبوس ديگر هم از كاروانهاي استانهاي مختلف پشت سر ما قرار گرفتند و با اسكورت سه تا تويوتاي مسلح به سمت نجف حركت كرديم.

هوا بسيار گرم و خشك بود، دو طرف جاده تا چشم كار ميكرد بيابان بود. جاده هم پر بود از دست اندازهاي ناجور و فاقد هر گونه تابلو و خط كشي بود. در بين راه فقط ۱۵ دقيقه براي نماز ايستاديم و ناهار را هم داخل اتوبوس خورديم. فاصله ي مرز تا نجف ۳۴۵ كيلومتر بود كه حدود ۷ ساعت طول كشيد.

حدود ساعت ۷ بعدازظهر به شهر نجف رسيديم . به هتل الامين كه از قبل هماهنگ شده بود رفتيم. هتل الامين دقيقا چسبيده به بارگاه ملكوتي حضرت علي (ع) بود. وقتي اتاق ها مشخص شد كمي استراحت كرديم ، نماز خوانديم و سپس شام خورديم. ساعت ۹:۳۰ به حرم امام علي (ع) رفتيم. باورش برام خيلي سخت بود كه در حرم امام علي (ع) هستم ، يك حس عجيبي داشتم. پس از زيارت ساعت ۱۱:۳۰ بود كه به هتل برگشتيم.

امروز روز دوم حضور در شهر نجف است. صبح ساعت ۴ براي خواندن نماز صبح به حرم امام علي (ع) رفتيم. ساعت ۷ به هتل برگشتيم و صبحانه خورديم. سپس سري به بازار زديم. مردم نجف مردم خوب و مهرباني هستند. بازاريهاي نجف به زبان فارسي و بعضي هم حتي كمي گيلكي و تركي هم ميدانستند. قيمت پارچه و عطر در نجف واقعا خيلي پايين بود. مغازه هاي زيادي هم بودند كه شيريني ميفروختند. مثلا حلوا ، باسلق ، باقلواي لبناني ، زولبيا و باميا ، و... .

براي عكس گرفتن به خيابانهاي اطراف حرم رفتم ، واقعا خرابه بود. روي بعضي از ديوارها هم حاي گلوله هنوز ديده ميشد. هوا هم چرم و كمي شرجي بود. كلا نجف ويرانه بود و بيشتر به روستا شبيه بود تا شهر !!!

بعدازظهر ساعت ۳ رفتيم مسجد سهله. نقل است كه امام زمان (ع) پس از ظهورشان به همراه يارانشان در اين مكان اقامت خواهند كرد. اين مسجد داراي چندين مقام از جمله مقام حضرت ابراهيم خليل الله ، مقام حضرت خضر، مقام حضزت مهدي (ع) و .... ميباشد كه هر مقام دعاي مخصوص و نماز دارد. در مسجد سهله راهنمايي بود كه به او مرشد ميگفتند ، در هر مقام توضيحي ميداد سپس دعا و نماز آن مقام را ميخوانديم.مراسم مسجد سهله حدود ۳ ساعتي بطول انجاميد.

روز سوم نيز براي خواندن نماز صبح به حرم امام علي (ع) رفتيم. بعد به هتل برگشتيم و بعد از خوردن صبحانه به همراه كاروان راهي مسجد كوفه و خانه امام علي (ع) ، قبور مسلم بن عقيل ، حاني بن عروه ، ميثم تمار شديم. در مسجد كوفه محل ضربت خوردن حضرت علي (ع) را هم زيارت كرديم. مسجد كوفه هم مانند مسجد سهله داراي چندين مقام است كه هر مقام دعاي مخصوص و نماز دارد. خانه ي حضرت علي (ع) را هم ديديم ، محل غسل حضرت علي (ع) و همچنين چاه آن حضرت را.

فردا صبح آخرين روز زيارت ما در حرم حضرت علي (ع) ميباشد چون بعد از صرف ناهار بايد به طرف كربلا حركت كنيم. در اين مدت كوتاه كه در نجف بودم بسيار خوش گذشت. مردم بسيار خون گرم و مهرباني هستند. حتي سربازان امنيتي كه در سرتاسر شهر هستند ، بسيار خوش برخورد هستند. در اين چند روزي كه در نجف بوديم ، تشنگي خيلي اذيت ميكرد. حتما بايد ۱۵ دقيقه به ۱۵ دقيقه بعضي اوقات هم زودتر آب ميخورديم. هواش خيلي بد بود.

 امروز ساعت ۱:۳۰ به سمت كربلا حركت كرديم. مسير بين نجف و كربلا حدود يك ساعت طول كشيد.در مسير و همچنين در شهر كربلا به دليل باد خاك همه جا را فرا گرفته بود . سه روزي كه در كربلا بوديم هوا همانطور خاكي بود . خاك به حدي بود كه آسمان ديده نميشد و چند نفر افراد مسن كه با ما بودند نميتوانستند درست تنفس كنند و مجبور بودند يا در هتل بمانند و يا وقتي بيرون مي آيند ماسك بزنند.

به كربلا كه رسيديم از اتوبوس پياده شديم چون اجازه ي ورود اتوبوس به داخل شهر كربلا را نميدادند. سپس سوار تويوتا هايس شديم و به سمت هتل حركت كرديم. جاي گلوله روي ديوارها و سنگرهايي كه بالاي ساختمانها بود توجه هر كسي را جلب ميكرد. هتل ما الامير نام داشت كه باز از شانس ما نزديك بين الحرمين بود. درست در كوچه ي كنار خيمه گاه قرار داشت.

پس از جابجايي وسايل و ساكها و صرف شام به طرف بين الحرمين حركت كرديم. چه جاي با صفايي بود. اول به حرم حضرت عباس (ع) رفتيم. چه حال و هواي روحاني داشت. مثل اينكه در خواب بودم. بعد از زيارت و دعا به سوي حرم امام حسين (ع) حركت كرديم. در حرم امام حسين (ع) از مقتل ايشان ، قبر حبيب ابن مظاهر و چندين تن از ياران شجاع و با وفاي آن حضرت زيارت كرديم.

در اين چند روزه كه در كربلا و حتي نجف بوديم ، به دليل ماه مبارك رمضان تعداد زوار كم بود و ما خيلي راحت توانستيم زيارت كنيم و دعا بخوانيم.

روز آخر اقامتمان در كربلا به مقام علي اصغر و علي اكبر رفتيم. سپس به مسجد صاحب الزمان رفتيم . بعد از زيارت اين مكان به شط فراط رفتيم و بعد هم به مسجد امام جعفر صادق (ع) رفتيم. در ابتداي راه بين شط فراط و مسجد امام جعفر صادق (ع) نخلستان آن حضرت وجود داشت كه كمي خرما هم از آنجا خريديم.


دوستان ميبخشند. من نه نويسنده هستم و نه سفر نامه نويس. خلاصه اين بود سفر ما كه به دليل كمي زمان خيلي فشرده بود. شايد در ۲۴ ساعت فقط ۴ ساعت استراحت داشتيم.

اگر دوستان خواستند عكسهايي هم از اين سفر در وبلاگ قرار ميدم.

 

نوشته شده توسط عبدالرضا جوافشانی در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 13:54 | لينک ثابت |
 

سلام دوستان ، من برگشتم ايران

 منتظر يه سفرنامه ي خيلي كوچولو باشيد

يا علي

نوشته شده توسط عبدالرضا جوافشانی در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 20:43 | لينک ثابت |

سلام

در نظرات پست قبلي آقا شهاب ، دوست خوبم ، بسيار زيبا سه دسته از شنوندگان آثار استاد را تقسيم بندي كردند. البته منظور من از نوشتن اين پست باز تكرار مكررات نيست. هزارن بار من و ديگر دوستان گفته اند همانطور كه شنونده ي آْثار موسيقايي با توجه به سليقه ي خود آثار و يا خوانندگاني را انتخاب ميكند ، همانطور خواننده هم سليقه اي دارد و با توجه به سليقه ي خود ميخواند و .... بگذريم دوستان. ميدانم كه باز هم بايد تكرار كنم و تكرار كنيم ولي .... قرار بود بگذريم ها !!!

خوب ... ، من يك ده روزي در خدمت دوستان نيستم و اگر خدا بخواهد بيستم همين ماه يعني سه روز ديگر دارم ميرم نجف و بعد هم كربلا. خيلي خوبه تو ماهي دارم ميرم نجف كه يه جورايي عجين شده با مرد مردان عالم ، علي (ع). رمضان ماه علي است. البته شبهاي قدر در نجف نيستيم و تا اون موقع برگشتم ايران. خيلي برام جالبه و دل تو دلم نيست ، فكرشو بكنيد دارم ميرم به بارگاه امام علي (ع). به اميد خدا نصيب همه ي شما دوستان خوبم بشه و يكبار همه با هم بريم.

تو اين ده روزه كجا ها بايد برم ؟ بارگاه ملكوتي امام علي (ع) ، حضرت عباس (ع) ، امام حسين (ع) و ... . ياران شجاع و با وفاي امام حسين (ع).

به اميد خدا پس از بازگشت ، در خدمت دوستان هستم. البته اگر زنده بودم و عمري باقي بود.

به اميد ديدار

 

نوشته شده توسط عبدالرضا جوافشانی در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 ساعت 2:50 | لينک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar